پذیرش طبیعت حیوانی انسان؛ چرا ارتباط با طبیعت و فعالیت بدنی میتواند به افزایش شادکامی کمک کند؟

زندگی مدرن انسان بیش از هر زمان دیگری با فناوری، محیطهای شهری و فعالیتهای کمتحرک گره خورده است.
زندگی مدرن انسان بیش از هر زمان دیگری با فناوری، محیطهای شهری و فعالیتهای کمتحرک گره خورده است. بااینحال، دیدگاهی در روانشناسی مطرح میکند که بخشی از احساس نارضایتی و بیقراری انسان معاصر ممکن است از فاصلهگرفتن او از نیازهای طبیعی و زیستی خود ناشی شود. استیو تیلور (Steve Taylor)، روانشناس و نویسنده، در مقالهای به رویکردی با عنوان حیوانگرایی (Animalism) اشاره میکند؛ دیدگاهی که بر پذیرش ماهیت زیستی انسان و اهمیت هماهنگی سبک زندگی با نیازهای جسمانی و طبیعی او تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، انسان با وجود تواناییهای شناختی پیچیده و زندگی اجتماعی پیشرفته، همچنان موجودی زیستی است که به حرکت، فعالیت بدنی، تماس با محیط طبیعی و تجربههای حسی نیاز دارد. تیلور معتقد است فعالیتهایی مانند ورزش، باغبانی، پیادهروی و گذراندن وقت در طبیعت میتوانند به افراد کمک کنند ارتباط بیشتری با جنبههای طبیعی وجود خود برقرار کنند و احساس بهزیستی بیشتری داشته باشند. در حمایت از اهمیت ارتباط با طبیعت، مقاله به یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۳ اشاره میکند که با مشارکت دو هزار بزرگسال در بریتانیا انجام شد. نتایج نشان داد افرادی که ۲۰ ساعت یا بیشتر را در فضاهای سبز سپری کرده بودند، در مقایسه با کسانی که تماس کمتری با این محیطها داشتند، سطوح بالاتری از بهزیستی روانشناختی گزارش کردند. مقاله همچنین به پدیدهای با عنوان شکاف شادکامی شهری و روستایی (Urban–Rural Happiness Gap) اشاره میکند؛ الگویی که در برخی پژوهشها با رضایت کمتر از زندگی در میان ساکنان شهرها همراه بوده است. از این منظر، فاصلهگرفتن از محیطهای طبیعی و افزایش زمان صرفشده در برابر نمایشگرها یا شبکههای اجتماعی ممکن است در برخی افراد با احساس بیقراری، ناکامی و کاهش رضایت از زندگی همراه باشد. در مقابل، فعالیتهای جسمانی و حضور در طبیعت میتوانند فرصتهایی برای حرکت، تجربه مستقیم محیط و فاصلهگرفتن از فشارهای زندگی دیجیتال فراهم کنند. تیلور همچنین بر اهمیت پذیرش غرایز، احساسات بدنی و فرایندهای طبیعی بدن تأکید میکند. به باور او، انسان زمانی میتواند رابطه سالمتری با خود برقرار کند که بهجای نادیدهگرفتن ماهیت زیستیاش، آن را بخشی ارزشمند از تجربه انسانی بداند. بااینحال، باید میان دیدگاه فلسفی نویسنده و شواهد تجربی تمایز قائل شد. ارتباط مشاهدهشده میان حضور در طبیعت و بهزیستی روانشناختی لزوماً به معنای رابطه علت و معلولی نیست. همچنین، کیفیت زندگی در شهرها و روستاها به عوامل متعددی مانند شرایط اقتصادی، روابط اجتماعی و دسترسی به خدمات وابسته است.
نکته کلیدی
انسان با وجود زندگی در جوامع مدرن، همچنان نیازهای زیستی و جسمانی بنیادینی دارد. فعالیت بدنی، حضور در فضاهای سبز و ارتباط مستقیم با طبیعت میتوانند با بهزیستی روانشناختی بیشتر همراه باشند و توجه به این نیازها ممکن است به ایجاد تعادل سالمتری میان زندگی دیجیتال و تجربههای طبیعی کمک کند.
🔗 منبع: Psychology Today: The Latest
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
