کودکآزاری با تغییرات متفاوتی در ساختار مغز ارتباط دارد؛ سن، جنسیت و نوع آزار اهمیت دارند

پژوهشی جدید که در مجله علمی European Neuropsychopharmacology منتشر شده، نشان میدهد که تجربه آزار در دوران کودکی میتواند با تفاوتهایی در ساختار مغز در بزرگسالی همراه باشد و این تفاوتها بسته به سن، جنسیت زیستی و نوع آزار تجربهشده متفاوت هستند. این مطالعه به سرپرستی فابیان هوت (Fabian Huth) و همکارانش، با بررسی اطلاعات ۲۵۱ نوجوان و بزرگسال جوان ۱۷ تا ۳۵ ساله انجام شد که برای دریافت کمک تخصصی به شش بیمارستان در آلمان مراجعه کرده بودند. شرکتکنندگان پرسشنامه ترومای دوران کودکی (Childhood Trauma Questionnaire) را تکمیل کردند. این ابزار تجربههای آزار جسمی، عاطفی و جنسی در کودکی و همچنین گرایش به انکار یا کماهمیت جلوهدادن سختیهای گذشته را ارزیابی میکند. پژوهشگران سپس با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI)، ضخامت قشر مغز و حجم آمیگدالا را بررسی کردند.
نتایج دو الگوی مهم را نشان داد
این یافتهها با پژوهشهای پیشین درباره ارتباط تجربههای نامطلوب کودکی و ساختار مغز همسو هستند و نشان میدهند که پیامدهای عصبی احتمالی کودکآزاری ممکن است در همه افراد یکسان نباشند. بااینحال، پژوهشگران تأکید میکنند که نتایج این مطالعه اکتشافی هستند و برای تأیید آنها باید پژوهشهای بیشتری روی نمونههای مستقل انجام شود. همچنین، مشاهده این تفاوتهای ساختاری به معنای اثبات رابطه علت و معلولی نیست و نمیتوان نتیجه گرفت که هر فرد دارای سابقه کودکآزاری الزاماً چنین تغییراتی در مغز خود دارد.
نکته کلیدی
تجربه آزار در دوران کودکی ممکن است با تفاوتهایی در ساختار مغز ارتباط داشته باشد، اما نوع آزار، سن و جنسیت زیستی میتوانند در الگوی این ارتباط نقش داشته باشند. این یافتهها بر اهمیت بررسی دقیقتر و فردمحور پیامدهای روانشناختی و عصبی تجربههای آسیبزای کودکی تأکید میکنند.
اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفتوگو با یک درمانگر میتواند کمک کند.
