دربارهٔ من
من باور دارم هر انسانی حق دارد شنیده شود؛ بیآنکه قضاوت شود، مجبور به پنهان کردن احساساتش باشد یا برای پذیرفتهشدن، خودِ واقعیاش را انکار کند. درمان میتواند فضایی امن برای دیدهشدن، شنیدهشدن و تجربهکردنِ خود، همانگونه که هست، باشد. در این مسیر، هیجانات برای من صرفاً احساساتی گذرا نیستند؛ آنها قطبنمای درونی ما هستند. ترس، خشم، غم، شرم و شادی هرکدام حامل پیامی درباره نیازها، تجربهها و دنیای درونی ما هستند. در فرایند درمان، به جای خاموش کردن یا نادیده گرفتن هیجانات، تلاش میکنیم آنها را بشناسیم، معنایشان را درک کنیم و به نیازهایی که در پس آنها قرار دارند نزدیک شویم. باور دارم تغییر از جایی آغاز میشود که بتوانیم با خودمان صادقانهتر روبهرو شویم؛ جایی که احساساتمان فرصت حضور پیدا میکنند و صدای درونیمان شنیده میشود.
حوزههای کاری
درمان هیجانمدار (EFT)
رویکرد هیجانمدار میگه احساسات ما فقط چیزهایی نیستن که تجربه میکنیم؛ بلکه راهنمای رفتار ما و رابطههامون هم هستن. خیلی از دردهای روانی از جایی میآد که احساسات سخت مثل ترس، شرم، خشم یا تنهایی درست دیده و تنظیم نشدن، یا بین ما و آدمهای مهم زندگیمون چرخههای تکراری و آزاردهنده شکل گرفته که نیازهای اصلی مثل امنیت، پذیرفتهشدن و اعتبار قابل دستیابی نیستن. درمانگر در این رویکرد کمک میکنه از احساسات ظاهری مثل اضطراب، خشم یا ناامیدی رد بشیم و به احساسات عمیقتر و نیازهای زیرشون برسیم، اونها را بشناسیم، تجربهشون کنیم و به شکل سالمتری بیان و تنظیم کنیم. بعد با تجربههای اصلاحکننده و رابطهای امنتر، کمکم الگوهای قدیمی جای خودشون را به پاسخهای سالمتر و پیوندی امنتر با خود و دیگران میدن. هدف نهایی هم اینه که آدم با احساساتش راحت کنار بیاد، تعادل بیشتری داشته باشه و رابطههای امنتر و صمیمیتری بسازه و همزمان تصمیمات بهتری برای زندگیش بگیره و بتونه اجراشون کنه.





