آیریس مجلهٔ آیریسدوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ · ۸ مطلب تازه امروز
تازه‌ها
صفحهٔ اصلی ورود
Iris Life مطلب آیریس مغز و اعصاب

قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟

۸ آبان ۱۴۰۵ ۲ دقیقه مطالعه تحریریهٔ آیریس ذخیره
چکیدهٔ ویدئویی
قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟
در حال پخش چکیدهٔ ویدئویی…
۰۰:۴۸ /
ویدئو فقط پس از زدن دکمهٔ پخش بارگذاری می‌شود.
چکیدهٔ صوتی این مطلب
۰۰:۰۰ /
قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟
قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟
قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟
قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟

آیا تاکنون در میان ابرها، نقش‌ونگار سنگ‌ها یا طرح‌های نامنظم یک دیوار، چهره انسان یا شکلی آشنا دیده‌اید؟

آیا تاکنون در میان ابرها، نقش‌ونگار سنگ‌ها یا طرح‌های نامنظم یک دیوار، چهره انسان یا شکلی آشنا دیده‌اید؟ این تجربه که ممکن است کاملاً واقعی به نظر برسد، نمونه‌ای از پدیده‌ای شناختی به نام پاریدولیا (Pareidolia) است. پاریدولیا به گرایش مغز برای تشخیص الگوها و شکل‌های معنادار، به‌ویژه چهره‌ها، در محرک‌های مبهم یا تصادفی گفته می‌شود. مری مک‌گیلیوری (Mary McGillivray) در مقاله خود به بررسی این پدیده می‌پردازد و تلاش می‌کند نشان دهد چگونه تعامل میان ویژگی‌های محیط و فعالیت مغز، به شکل‌گیری تصاویری منجر می‌شود که در واقعیت وجود مستقلی ندارند. او با گفت‌وگو با یک زمین‌شناس و یک دانشمند متخصص بینایی، دو جنبه متفاوت این تجربه را بررسی می‌کند: از یک سو، الگوها و ساختارهای طبیعی موجود در سنگ‌ها و از سوی دیگر، فرایندهای عصبی که به مغز امکان می‌دهند در این الگوها تصاویر آشنا تشخیص دهد. مغز انسان تنها دریافت‌کننده منفعل اطلاعات دیداری نیست، بلکه به‌طور مداوم آن‌ها را تفسیر می‌کند و بر اساس تجربه‌ها و الگوهای آموخته‌شده به آن‌ها معنا می‌بخشد. مک‌گیلیوری همچنین به نمونه‌هایی از چهره‌ها و پیکره‌های قابل‌تشخیص در آثار هنری دوره رنسانس اشاره می‌کند و از این طریق، رابطه میان ادراک دیداری، معناپردازی و خلاقیت انسان را مورد توجه قرار می‌دهد. یکی از جنبه‌های جالب مقاله، اشاره به استیون فریزر (Steven Fraser) است؛ فردی که در تشخیص و شناسایی چهره‌ها مشکل دارد، اما در عین حال از توانایی غیرمعمولی برای مشاهده چهره‌ها در الگوهای بصری برخوردار است. این نمونه نشان می‌دهد که شناسایی هویت چهره‌های واقعی و تشخیص الگوهای چهره‌مانند لزوماً فرایندهای یکسانی نیستند و ممکن است به شیوه‌های متفاوتی عمل کنند. پاریدولیا همچنین یادآور این واقعیت است که مرز میان مشاهده و تفسیر همیشه روشن نیست. آنچه می‌بینیم، تنها حاصل ویژگی‌های فیزیکی جهان بیرون نیست، بلکه از شیوه سازمان‌دهی و پردازش اطلاعات در مغز نیز تأثیر می‌پذیرد.

نکته کلیدی

پاریدولیا نشان می‌دهد که مغز انسان تمایل دارد حتی در الگوهای تصادفی و مبهم نیز معنا و شکل‌های آشنا پیدا کند. این ویژگی، علاوه بر آشکارکردن سازوکارهای ادراک دیداری، ارتباط جالبی میان فعالیت مغز، تجربه زیبایی‌شناختی و خلاقیت انسانی برقرار می‌کند.

منبع این مطلبpsyche.co · psyche.co مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی ←
مطالب مرتبط
نظرها
نظر شما پس از بررسی تیم آیریس زیر همین مطلب منتشر می‌شود.
ممنون! نظر شما ثبت شد و پس از بررسی منتشر می‌شود.
از خواندن تا گفت‌وگو

اگر این موضوع دغدغهٔ شما هم هست، گفت‌وگو با یک درمانگر می‌تواند کمک کند.

قدرت پاریدولیا؛ چرا مغز ما در الگوهای تصادفی چهره‌ها و تصاویر آشنا می‌بیند؟ · ۰۰:۰۰ /